خرید بک لینک

امان از بی کسی !!

سلام بر همگی این مظفری هم گه گاهی به این وبلاگ سر می زد اما ظاهرا دیگه دکتر وقت نداره بیاد!! بگذریم : فخرایی را در خانه ی معلم بوشهر دیدم با خانواده و دختر و پسرش . حمید صادقی هم یه مدت قبل زنگ زد یه حال و احوالی کردیم . این قنبری مزیدی هم با خانم تماس داشته و احوالات به خیر است و در راه کسب مدرک فوق لیسانس . دیگه خدایی از کسی خبر ندارم . عید ولایت بر همه ی شما دوستان مبارک باشه الهی دلتون همیشه شاد شاد شاد باشه

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 15:55

این تعطیلات هم در بندر بودیم تا شاید دوستی آشنایی قومی و یا خویشی بیاد اینجا . اما هیچ کس نیامد . هیچ کس !!! مردیم از غریبی و غربت ........ گفتم غریبی ....بالاخره خبری هم از خانم غریبی شد . الان تماس گرفتند و با خانم حرف زدند .  . الحمد لله خوب خوبن . خوشحال شدیم که خبری از بچه های کلاس می شنویم . خدمت یکایک همکلاسی های قدیم سلام رساندند . یادش به خیر همیشه من می گفتم : غریبی غم مخور ما هم غریبیم !!دیگه از کسی خبری نیست که نیست . شاد شاد شاد باشید . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 15:55

این مطلب برای آشنایی بیشتر با غریبی غم مخور ما هم غریبیم !!! تهیه و تنظیم شده است.این تعطیلات هم در بندر بودیم تا شاید دوستی آشنایی قومی و یا خویشی بیاد اینجا . اما هیچ کس نیامد . هیچ کس !!! مردیم از غریبی و غربت ........ اظهار داشتم غریبی ....بالاخره خبری هم از خانم غریبی شد . الان تماس گرفتند و با خانم حرف زدند .  . الحمد لله خوب خوبن . خوشحال شدیم که خبری از بچه های کلاس می شنویم . خدمت یکایک همکلاسی های قدیم سلام رساندند . یادش به خیر همیشه من می شرح دادم : غریبی غم مخور ما هم غریبیم !!دیگه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 0:40

امروز ۳۰ شهریور ۱۳۷۴ است . تازه به زاهدان رسیده ایم . تمام وسایل مورد نیاز را آوردیم تا بتونیم تا عید نوروز اینجا بمانیم . تعدادی از بچه های قدیمی هم آمده اند. هنوز دقیق نمی دانیم که بچه های ادبیات ترم اولی ها چه کسانی هستند . با شروع کلاس ها کم کم با آنها آشنا می شویم . ....... یادش بخیر انگار دیروز بود چقدر زود گذشت ....۱۷ سال پیش بود. وای ۱۷ سال گذشته !!! با شروع سال تحصیلی بد جور دلم هوای اون روزهای دانشگاه را داره ! یادش به خیر یادش به خیر

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 18:13

سلام بر همگی این مظفری هم گه گاهی به این وبلاگ سر می زد اما ظاهرا دیگه دکتر وقت نداره بیاد!! بگذریم : فخرایی را در خانه ی معلم بوشهر دیدم با خانواده و دختر و پسرش . حمید صادقی هم یه مدت قبل زنگ زد یه حال و احوالی کردیم . این قنبری مزیدی هم با خانم تماس داشته و احوالات به خیر است و در راه کسب مدرک فوق لیسانس . دیگه خدایی از کسی خبر ندارم . عید ولایت بر همه ی شما دوستان مبارک باشه الهی دلتون همیشه شاد شاد شاد باشه

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 18:13

سلام اگر از بچه های کلاس می خواهید خبر دار بشین در این پست براتون نوشتم . رمزش هم شماره تلفن خودمه . البته بدون صفر اولش

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 18:13

سلام عید غدیر مبارک این تعطیلات هم در بندر بودیم تا شاید دوستی آشنایی قومی و یا خویشی بیاد اینجا . اما هیچ کس نیامد . هیچ کس !!! مردیم از غریبی و غربت ........ گفتم غریبی ....بالاخره خبری هم از خانم غریبی شد . الان تماس گرفتند و با خانم حرف زدند . . الحمد لله خوب خوبن . خوشحال شدیم که خبری از بچه های کلاس می شنویم . خدمت یکایک همکلاسی های قدیم سلام رساندند . یادش به خیر همیشه من می گفتم : غریبی غم مخور ما هم غریبیم !! دیگه از کسی خبری نیست که نیست .

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 18:13

چقدر دور شده ایم از هم چقدر دوریم از همه چقدر بی خبریم از هم چقدر بی وفا شده ایم چقدر...........................

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 18:13

سلام بچه ها!!!!! خوبین ؟ خوشین؟ انشا الله که اوضاع بر وفق مراد باشه بازهم هیچکس سر نزده جز آقای ماندگاری با پیام زیر: سلام به همکلاسی های دیروز و همکاران امروز برای همه ی شما سعادت و سلامتی را خواهانم (ماندگاری)

برچسب: نویسنده: ترانه میرزاپور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 18:13

صفحه بندی